السيد الخميني

218

ديوان امام ( فارسى )

جويندهء تو اى ياد تو روح‌بخش جان درويش * اى مِهر جمال تو دواى دل ريش دلها همه صيدهاى دربند تواند * جوينده تو است هركسى در هر كيش عقل و عشق اى عشق ببار بر سرم رحمت خويش * اى عقل مرا رها كن از زحمت خويش از عقل بُريدم و به او پيوستم * شايد كشدم بلطف در خلوت خويش